به وبلاگ من خوش آمدید


نظرات من و نقد شما













 

پنجشنبه قبل به اتفاق برو بچه کتابخانه سفری به قم داشتیم و برای نماز مغرب و عشا به مسجد امام حسن (ع)(؟) رفتیم. برای من که بسیار جالب بود. محوطه مسجد بزرگ بود و اطراف ان تعدادی سالن و نمازخانه و حجره که در هر کدام انها امام جماعتی با عده ای از جماعت مشغول به نماز ! حتی داخل حیاط ان نیز 3 نماز جماعت همزمان و مستقل بر قرار بود و در مجموع در 6 تا 7 محل این این مکان نماز جماعت را به جماعت میخواندند.

ما مسجد بالایی به امامت ایت اله روحانی را برگزیدیم. نمازهم خالی از لطف نبود. نماز را کاملا فارسی (منظور ادای کلمات) خواند و نیز تمام ایات را به هم متصل میخواند، بین دو نماز هم 5 دقیقه بیشتر صحبت ننمود و..

برایم جلب بود چون که اگر میخواست در مسجدی مثل قائمیه بیدگل این نماز را بخواند حتما مدرک ایت الهی او را حضرات باطل میکردند و حکم ارتداد را به او میچسباندند!.

یاد سالی افتادم که ایت اله فاضل در قم نماز عید خوانده بود و مقلدان او بی توجه به او و داغتر از او روزه نگاه داشته بودند و ...

یاد زمانی افتادم که مسجد دو امام جماعت داشت و هر دو در یک روز برای بروبچه ها حکم ارتداد دادند...

یاد زمانی افتادم که در یک زمان در مسجد سه نفر نماز جماعت میخواندند!!

یاد زمانی افتادم که به ما میگفتند در تابلوی اعلانات مسجد سخن کفاری جون برتراند راسل و ... را نزنید حرام است و گمراه میشوید...و

و

و

....

http://rasoulzadeh.persianblog.ir/

| نظرات 1 | 11:44 PM یکشنبه، 28 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مدیر وبلاگ | موضوع: عمومی


 سلام

از تمام دوستانی که این چند وقت مطلب جدیدی در این بلاگ نیافتند شرمنده ام

ایرانبلاگ در این چندی که من با او بودم میزبان خوبی نبوده و همواره با مشکلات خود من و کربران دیگر را رنجاند. تا اینکه در این هفته های اخیر پس از ورود به وبلاگ هرکاری به جز ارسال مطلب را میشد انجام داد. اما پس از مراجعه به بخش خبر های ایرانبلاگ مدیریت ایرانبلاک وجود این مشکلات را انکا نمود.

از این پس سعی میکنم مطالب را به صرت همزمان بر روی ادرس  http://rasoulzadeh.persianblog.ir/  نیز منتشر نمایم.

در صورت و جود هر مشکل دیگری ایرانبلاگ را به قصد پرشین بلاگ ترک خواهم نمود

با تشکر

| نظرات 1 | 12:32 AM پنجشنبه، 25 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مدیر وبلاگ | موضوع: عمومی


 

| (نظر بدهید.) | 7:59 PM یکشنبه، 7 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مدیر وبلاگ | موضوع: عمومی


 

دلا بسوز که سوز تو کار ها بکند----نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پریچهر عاشقانه بکش----که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند----هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک-         -چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار--که رهم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری----به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی ز زلف یار نبرد----مگر دلالت این دولتش صبا بکند

****

خدایا شب قدری دیگر از پی سالهای قبل امده است تا اگه به هوش بودیم وقت خوش داریم و برود. پس بارالهی تو خود همانی که خود گفته ای و ...

دریاب مادرم را و پدرم و خانواده ام و دوستانم و همکارانم و همشهریانم و هموطنانم و هم نوعانم و هم سرشتانم و همه همگانی که تو افریده ای و هدایت میکنی.

| نظرات 1 | 12:28 AM دوشنبه، 1 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مدیر وبلاگ | موضوع: عمومی


 

چند روز قبل شندیم که در بارندگی اخیر در جنگل گلستان سیل جاری شده.؟؟

البته این که چیز جدیدی نیست اما. این نوشته که مدتهاست میخواستم روی وبلاگ قرار دهم را به یادم اورد:

در ادامه مسیر سفر به مشهد از بابلسر خارج شده و به طرف ساری حرکت کردیم اما نه از مسیر بابل بلکه از مسیر خلوت تر و سرسبزتر کیاکلا هر چند برخی وقت ها باید مدتها پشت یک کمباین قرار میگرفتیم اما این منطقه قطب کشاورزی محسوب میشود و زیبایی مزعه های ان به ترافیک جاده بابل ساری بسیار شرف دارد. ساری  و مازندران را درنوردیدیم و به استان گلستان رسیدیم. استان گلستان تنوع جغرافیایی بسیار زیاد و زیبایی دارد. دریا . تالاب. دشت ترکمن –که بسیار زیباست با پرندگان شکاری و لباسهای محلی و ..- جنگل و کوه و ... و شاهکار اینها جنگل گلستان است. از یک سال قبل از ان سیل وحشتناک تا به امسال هرسال از این مسیر گذشته ام. سرسبزی خیال انگیز چنگل قبل از سیل را به یاد دارم. سالی که سیل امده بود مجبور شدیم تا از علی اباد مسیر چهل دختر و شاهرود را در پیش گیریم ( که خالی از لطف نبود. برای دیدن دوسوی البرزکوه و جدایی جنگل و بیابان مسیر خوبی است با درختان بسیار زرشک) اما سال سوم که به گلستان امدیم شکه شدیم. مسیری که قبلا از درختان پوشیده شده بود. تنها سنگلاخی با درختان ترسیده و به دامنه کوی پناهبرده بود.

چیزی که امسال جای امیدواری و شادی بود زندگی و شادابی و بازسازی خود جوش جنگل بود . به نظر میرسید که جنگل با حرکت خزنده خودش باز بسیار سریعتر از مسعولان و مهندسان و کارگران راه سازی  به بازسازی خود پرداخته است.

دو سه سالی است که برای احیا و بهسازی مسیر  گلستان فعالیت میکنند و همیشه خود رو ها مشغولند اما نمیدانم چرا در این چند سال دچار توهم شده ام یا در طونل زمان گیر کرده ام و هربار همان ماشینها و همان بخش از جاده را میبینم مثل انکه هیچ پیشرفتی در ان نیست.!!!؟؟؟؟ به دلیل طولانی شدن این پروژه گاها شاهد ان هستیم که سیلی فصلی اندوخته ها و ساخته های قبلی را دوباره به صفر میرساند و روز از نو روزی از نو. اگر تمام پروژه های ملی این گونه باشد ( که هست ) وای به حال ایران زمین.

| نظرات 1 | 8:19 PM شنبه، 30 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت | نویسنده: مدیر وبلاگ | موضوع: عمومی